• دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

کاربر عزیز،
با ارسال متن یا تصویر به ما از طریق تلگرام یا سایت ان را با نام خودتان میگذاریم

عـاشقـی

بـرای عـاشقـی ، نـباید یـک شخصِ مـتفاوت را دوست داشت …

بـلـکه بـایـد

یـک شـخـصِ عـادی را مـتـفاوت دوست داشـت …

یلدا

هر شبی که ندارمت ، یلداست .

*****

کوتاه ترین شب ها هم بی تـــو نمی گذشت .

رحـــم کن عشقم . امشب ، شب یلــداست .

*****

بی تو ، یلدا زجر آور ترین شب دنیاست .

بی منِ یلدایت مبارک !!!




Farzad Forotan

یــلدا

آخرِ پاییز نزدیک شد و همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!!!
اما تو بشمار...
تعداد دل هایی را که به دست آورده ای....!
بشمار تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشانده ای...!
بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و یا غم ریخته ای...!
فصل زردی بود اما تو چقدر سبز بودی...!
نگران جوجه ها هم نباش آن ها را بعدا با هم میشماریم...
و در آخر...

“ امیدوارم همه ی لحظه های پایانی پاییزتون
پر از خش خش آرزو های قشنگ باشد”

یــلدا مبــارک

به یادتم

به یادتم هنوزم، اگر چه زود رفتی
اگرچه بی‌تفاوت به هرچه بود رفتی

به یادتم هنوزم، اگر چه پر کشیدی
اگرچه تلخ اما به آرزوت رسیدی

من و همین یه عکست به هم علاقه داریم 
که سالیان ساله به درد هم دچاریم 

خودت که دیگه نیستی، نبایدم بدونی 
عذاب غیر از این نیست که چشم به راه بمونیم 

روزنه‌ی امید از کنار من سفر کرد
چه تلخه اینکه باید یه عمر بی تو سر کرد

همیشه خاک سرده، همیشه سرد بوده
کنار هر دوایی همیشه درد بوده

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...
ﻧﺎﺧﻮاستہ...
ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ...
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺸﺎڹ ...
ﮔﺬﺷﺘﺸﺎڹ ...
بے ڪینہ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎڹ ...
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﺎڹ ...
ﮔﻮیے ﺟـــــﺎڹ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍے ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺑﺴﺘڹ ...
ﻭ ﺍﺯ همہ ﺑﺪﺗﺮ ﺍینڪہ ...
ﺧﻮﺑے ﻫﺎﯾـــﺸﺎڹ ﺯﻭﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ مے ﺷﻮﺩ...!

عاشقانه هام


عاشقانه هایم را جدی بگیر

تک تک کلمات، از عمق دلم پر گرفته

آنجا که پر است از عشق “تو”

و “تو” ، بهانه تمام عاشقانه هایم هستی

می خواهم ...


می خواهم دوستت بدارم

می خواهم ؛ تو را آزاد دوست بدارم 

تو پرواز کنی و من تماشایت کنم

من در زمین و تو در آسمان

چه فرقی می کند

وقتی من عاشق تو باشم و

رهایی ات انتهای آرزویم باشد

تو شاد باش من با ساز تو می رقصم

حتی اگر ندانی هم مهم نیست 

که من

هستی ام را به آزادی ات می بازم

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﺷﯽ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﺷﯽ 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﺕ 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺍﺭﺍﻣﻢ ﮐﻨﺪ 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺲ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺘﻢ 

ﻧﻪ ..

ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ 

ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ 

ﺗﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺣﺲ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﺪ 

ﺁﺧﺮ لعنتی ﺗﻮ که ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ 

ﻣﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻢ .هیچ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ 

ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺘﯽ 

تو ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ هستی

اگر

اگر زمان و مکان در اختیار من بود

ده سال قبل از طوفان نوح عاشقت می شدم

و تو می توانستی تا قیامت برایم ناز کنی

و من کم می آوردم و تسلیم می شدم.

یکصد سال به ستایش چشمانت می گذشت

و سی هزار سال سر به ستایش تنت

و تازه در پایان عمر به دلت راه می یافتم

هیچ چیز نگو

که می خواهم تمام نا نوشته هایم را 

یکجا در جانت بریزم بدون کم و کاست ...

ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﺴـﺘﻢ


ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﺴـﺘﻢ

ﻋﻤﯿـﻖ ﺗﺮ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ

ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻠﻌـﻢ

ﻭ ﻣﺒـﺘﻼ ﺗﺮﻣﯽ ﺷﻮﻡ ...

ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﻤﺎﻥ

ﺍﮔﺮ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻢ ...

ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎ ﺗـﻤاﻡ ﻧﺒﻮﺩﻧـﺖ ، ﺗـﻤـﺎﻡ ﺑـﻮﺩﻥ ﻣﻨﯽ