• دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

کاربر عزیز،
با ارسال متن یا تصویر به ما از طریق تلگرام یا سایت ان را با نام خودتان میگذاریم

...

داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش

 نوشته بود :

... چه آسان می توان از یاد رفت ...

واقعا چه آسان از یادها رفتم.......

خوبمـــــــــــ !!

باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم …

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …

باز باید مواظب اشک هایم باشم …

باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …

ﮔﺎﻫﻲ

ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟...

سکوتـــــــــــــــــ....

ســــاکتـــــم

ﻋﺎﺩَﺗـــ ﻧَﺪﺍﺭَﻡ ﺩَﺭْﺩِ ﺩِﻟَﻤـــــﻮ ﺑﻬـ ﮐَﺴﯽ ﺑِﮕــَﻢ

ﺑِﺰﺍﺭ ﻫَﻤـﻪ ﻓِﮑــْ ﮐُﻨَﻦ 

ﻧَﻬـــ "ﺩَﺭﺩﯼ" ﺩﺍﺭَﻡ 

ﻧـَـﻪ "ﺩِﻟﻴـــــ"

تعطِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــیلــــــــــــــــــــ !! ^..^

میخواهــــــم فاصله هـــــــــا را بشکنم تا به تو برسم .. !!


ولی افســــــوس فاصله ها درســــــــت برعکس دلـــــــــــــها شکستـــــــــــنی نیستنـــــد !!!

بخند...



میگن چرا انقد غمگین مینویسی؟؟...

افسرده میشیم...
ببخشید! !...
حق باشماست...
چندخطی مینویسم....
بخند.....
ساده بودم...
خیلی ساده...
به همه محبت کردم...بی محبتی هارا زود فراموش کردم...
اماسادگی ام رانشانه گرفتند...
و زمینم زدند... بخند
اولین باربود که عاشق شدم...
از هستی ام مایه گذاشتم. ..
به حدمرگ می پرستیدمش....
فکر میکردم از عشق سیراب شود می ماند...!!
اما ازمن سیر شد و رفت...
خنده دار است...
بخند
از غرورم گذشتم...
التماس کردم...
التماس برای نرفتنش...التماس برای بودنش...
التماس برای بادیگری نرفتنش...
اما خندید و رفت...
بخند کنارم بود...
باتمام وجود حس کرده بودم که مرا نمیخواهد...
از نگاهش...از نگرفتن دستانم....
از سرم شلوغ است های دروغی اش...
از زود شب بخیر گفتن ها و آنلاین بودنش....
از جانم نگفتن هایش....
آخ که این آخری جانم را میگرفت...
دنیابر سرم آوار میشد وقتی صدایش میزدم و نمیگفت جانم....
اینها خنده دار است...
بخند . تنهایم گذاشت...
رفت به خاطر اندامی زیباتر...
جیبی پولدارتر
اما میدانم هیچ محبتی راپررنگ ترازمحبت من پیدانخواهد کرد...
رفت و مرا فروخت...
بخند

برگرد

برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای!

ویرانه ای از پوست و استخوان…

و مشتی شعر عاشقانه

این عاقبت کسی ست که چشمان خیس تو را دید…

خسته ام خسته !!!

از من فاصله بگیر
هربار که به من نزدیک می شوی
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوس داشت ! از من فاصله بگیر ،
خسته ام از این امید های کوتاه و واهی...  خسته ام خسته !!!